الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

28

تفسير مجمع البيان (فارسى)

وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ : او خداى است كه موجودات را روزى ميدهد و نيازى به روزى ديگران ندارد . اما علت اينكه بجاى روزى دادن ، اطعام كردن را به كار مىبرد ، اين است كه مردم بيشتر نيازمند طعام هستند . بعلاوه ، از اين بيان ، استنباط مىشود كه خداوند شباهتى به موجودات جسمانى كه نيازمند غذا هستند ، ندارد . تنها موجودات جسمانى به غذا محتاجند . اين آيه ، استدلال محكمى است در برابر كافران . كسى كه خالق آسمانها و زمين و پديد آورندهء موجودات و مدبر و رازق و اطعام كنندهء ايشان است و همهء موجودات ، دست نياز بسوى درگاه او بر آورده‌اند ، برتر از آن است كه مانند و نظيرى داشته باشد . او قادر ، قاهر ، غنى و حىّ است و جز او كسى سزاوار پرستش نيست . قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ : بگو : خدا به من فرمان داده است كه نخستين كسى باشم كه در برابر فرمانش تسليم و در برابر حكمش راضى باشم . پيش از همه ، خدا را عبادت كنم و پيش از همه بعد از دوران فترت رسل به او ايمان آورم ، بنا بر اين او اولين مؤمن و مسلمان است ، زيرا بر او وحى نازل شده است . برخى گويند : يعنى مامورم كه اولين خاضع و مؤمن و حق شناس و رها كنندهء شرك و بت پرستى باشم . چنان كه موسى گفت : « سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ » ( اعراف 143 : خدايا منزهى تو . بدرگاهت توبه مىكنم و من نخستين مؤمن هستم ) مقصود موسى اين بود كه من از كسانى نيستم كه ميخواستند ترا به چشم بنگرند . و چنان كه ساحران دربار فرعون گفتند : « إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ » ( شعراء - 51 . ) يعنى : طمع ما اين است كه خدا از خطاهاى ما در گذرد ، زيرا ما نخستين كسانى هستيم كه به سحر نبودن عصا و حق بودن آن از ميان ساحران ايمان مىآوريم . وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ : نه تنها به من امر كرده است كه اولين مؤمن و مسلم باشم ، بلكه امر كرده است كه خود را از صف مشركين خارج سازم .